محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
109
اكسير اعظم ( فارسى )
بغدادى از آن صاف كرده ده درم فلوس خيارشنبر در آن ماليده بنوشند و يك شربت يا دو شربت از اين در مدت پنج روز بدهند بعد از آن لزوم شرب ماء الشعير نمايند و غذا با سفاناخ و سائر مزورات و مغز خيار به سركه سازند . و اگر زوال صدع مشكل گردد فصد قيفال كنند و لزوم شرب آب انار ميخوش بسكنجبين نمايند و پست جو با سركه پخته روغن گل آميخته بر سر ضماد كنند و بعد جدا كردن ضماد روغن گل نيم گرم اندك بر سر نهند . و گاهى اين صداع متعسر گردد و محتاج به فصد رگ پيشانى شود لا سيما چون صداع بجز و مؤخر دماغ ميل كند و بالغ ترين چيزى كه در اين صداع مشاهده كردم اين است كه بگيرند آب جراده كدو و آب برگ بنفشه و آب خيار و آب برگ بيد و آب خبازى و همه را در شيشه كرده بالايش اندك سركه و اندك روغن نيلوفر و روغن بنفشه و روغن گل انداخته شيشه را در ديگ پر آب آويزند و زير او آتش كنند تا آنكه آب شيشه به جوش آيد و كف در آن ظاهر شود پس شيشه را برآورده بدارند تا سرد گردد و در زير آن درد فرو نشيند پس صاف كرده بر برف سرد كنند به نحوى كه شيشه را در ميان او نهند و چون سخت سرد گردد بر تارك سر نهند كه اين در كمتر از ساعتى صداع را زائل كند . و ابن يسار را ديدم كه امر بريختن آب سرد بر سر ميكرد تا آنكه صاحب صداع سردى آب در دماغ خود معلوم كند بعده امر به پوشيدن سر و قصد خواب مىنمود اين تدبير را در ازاله او تأثير نيك است و اين بهر آن است كه فضلات گاهى به تبريد خارج مىشوند چنان كه از تسخين مستفرغ مىگردند پس گويا كه بقاياى بخارات به اين تدبير استفراغ مىيابد . و گاهى صاحب اين صداع را سعوط بيشتر دختران مع روغن گل و روغن بنفشه كرده مىشود و خداوند اين صداع را از بقول خشخاش رطب و قطف و ملوخيا و شاخ خرفه و مانند اينها نفع مىكند . علاج صداع شمى اگر از شميدن اشياى حار خوشبو مثل مشك و زعفران و عنبر و عود و نرگس و يا بدبو مانند مر و خلتيت و بخار گوگرد و زرنيخ باشد چيزهاى بارد خوشبو چون كافور و صندل و گلاب و نيلوفر و بنفشه و فواكه بارد ببويانند . و اگر با وجود حرارت بتخفيف و يبوست ضرر رساند پس در علاج ضرر مشك مثلًا بكافور اقتضا نكنند بلكه اگر ممكن بود تدارك باسعاط ادهان رطبه مبرده نمايند . و اگر كفايت نكند كافور در روغن كدو يا روغن بنفشه يا روغن نيلوفر حل كرده در بينى چكانند و كذلك بالعكس و روغن خلاف را در تقويت دماغ و تعديل آن بر سائر ادهان فضيلت است و بوئيدن گل بنفشه تر و نيلوفر و كشنيز تر و جراده كدو و خيار رطب را در تسكين اين نوع صداع مدخل عظيم است . و اگر از شميدن اشياى بارد خوشبو يا بدبو باشد چيزهاى گرم خوشبو مثل مشك و زعفران استعمال نمايند و به اشياى حاره و حمام و آب گرم علاج كنند و بههرحال تنطيل رأس به حسب اقتضاى مزاج رائحه و استنشاق به ادهان مضاده آنها و تقويت دماغ به اشياى مقويه و تغذيه به اغذيه لطيفه مقويه خوشبو حار و يا بارد نمايند . طبرى گويد كه علاج صداعى كه از شم ارائح طيبه حاره باشد تقويت مزاج دماغ بريختن آبهاى نيمگرم اولًا بر سر و پوشيدن آن و امر بافشاندن بينى دائم است پس تشميم اضداد آن روائح در قوت مثل كافور هنگام تاذى بمشك و بنفشه عند تاذى با ترج و مانند آن . و اگر تحلل آن مشكل گردد اين سعوط به كار برند اگر بدن او نقى بود و در آنجا تپ نباشد بگيرند آب حى العالم مروق و مصفى با آتش چهار درم روغن كدو دو درم آب طلع يك درم و در شيشه بجنبانند و صاف كرده سعوط نمايند آنچه از آن ممكن باشد مرة بعد اخرى اين تطفيه حدت روائح و دفع بقيه آن كند . و اگر متعسر گردد تضميد رأس بدانچه مذكور شد بايد كرد و در آن اسبغول مضروب به سركه و عصاره ماميثا زياده كنند كه اين تحليل آن كند . و بدان كه هر جا كه اشاره تبريد مزاج دماغ مىكنم مراد از آن ترك افراط در آن و عدم ادخال در مبرد چيزى از مخدرات مثل بيخ و افيون و يبروج لقاحى مىباشد پس اگر لا بد باشد و خوف هلاكت مريض بود اندكى افيون يا آب لفاح استعمال كنند . و هر گاه معلوم كنند كه مريض طاقت برداشت الم ميدارد اين مخدر از آن قطع كنند و در تلافى اذيت او هنگام زوال مرض كوشند و از اين غافل نباشد . و اما چون صداع از روائح مزابل و قاذورات و جلود متعفنه باشد مريض را در حمام داخل كنند و بر سر او آب نيم گرم بسيار ريزند و در حمام سركه كهنه ببويانند و دو فتيله از پنبه ساخته به سركه تر كرده مدام در هر دو منخر نهند و روائح خوشبو حار باشند يا بارد ببويانند و استنشاق ادهان مناسبه يعنى بارد مثل روغن گل بنفشه و نيلوفر در جوانان و حار مزاجان و حار مثل روغن ياسمين و خيرى و سوسن در پيران و سرد مزاجان نمايند . و فكر اين امر بكنند اين صداع بنوع ديگر از انواع صداع منتقل خواهد شد بهر آنكه معالجه هر نوع صداع از علاج اين نوع اسهل است زيرا كه بر دماغ از روائح كريهه ثقل و ضرر كم نبود حتى كه گاهى از متشنج گردد و حجاب موضوع بر آن متقلص شود و در بدن سه عضو را خواص در ميل بروائح طيبه و نفرت از روائح كريهه است و آن دماغ و معده و رحم است چون بر يكى از اين اعضا دو چيز يعنى بوى بد و غلظ ماده جمع شود صاحب او از مرض شديد ايمن نباشد و